السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

191

تفسير الميزان ( فارسي )

ترجمه آيات به نام خداى رحمان و رحيم . آيا بر انسان روزگارانى بگذشت كه چيزى قابل ذكر نبود ؟ ( 1 ) . ما او را از آب نطفه مختلط ( بىحس و شعور ) خلق كرديم و داراى قواى چشم و گوش ( و مشاعر و عقل و هوش ) گردانيديم ( 2 ) . ما به حقيقت راه ( حق و باطل ) را به انسان نموديم ( و با تمام حجت بر او رسول فرستاديم ) حالا خواهد هدايت پذيرد و شكر اين نعمت گويد و خواهد آن نعمت را كفران كند ( 3 ) . ما براى كيفر كافران غل و زنجيرها و آتش سوزان مهيا ساخته‌ايم ( 4 ) . و نيكوكاران عالم ( كه حضرت على و فاطمه و حسن و حسين ع و شيعيانشان به اجماع خاصه و اخبار عامه مقصودند ) در بهشت از شرابى نوشند كه طبعش ( در لطف و رنگ و بوى ) كافور است ( 5 ) . از سرچشمه گوارايى آن بندگان خاص خدا مىنوشند كه به اختيارشان هر كجا خواهند جارى مىشود ( 6 ) . كه آن بندگان ، نيكو به عهد و نذر خود وفا مىكنند و از قهر خدا در روزى كه شر و سختيش همه اهل محشر را فرا گيرد مىترسند ( 7 ) . و بر دوستى خدا به فقير و اسير و طفل يتيم طعام مىدهند ( 8 ) . و ( گويند ) ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مىدهيم و از شما هيچ پاداش و سپاسى هم نمىطلبيم ( 9 ) . ما از قهر پروردگار خود به روزى كه از رنج و سختى آن رخسار خلق درهم و غمگين است مىترسيم ( 10 ) . خدا هم از شر و فتنه آن روز آنان را محفوظ داشت و به آنها روى خندان و دل شادمان عطا نمود ( 11 ) . و خداوند پاداش آن صبر كامل ( بر ايثار ) شان را باغ بهشت و لباس حرير بهشتى لطف فرمود ( 12 ) . كه در آن بهشت بر تختها ( ى عزت ) تكيه زنند و آنجا نه آفتابى ( سوزان ) بينند و نه سرماى زمهرير ( 13 ) . و سايه درختان بهشتى بر سر آنها و ميوه هايش در دسترس و به اختيار آنهاست ( 14 ) . و ( ساقيان زيباى حور و غلمان ) با جامهاى سيمين و كوزه هاى بلورين بر آنها دور زنند ( 15 ) . كه آن كوزه هاى بلورين نقره اى به اندازه و تناسب ( اهلش ) اندازه گيرى شده‌اند ( 16 ) .